الغزالي ( مترجم : مؤيد الدين خوارزمى )
303
إحياء علوم الدين ( فارسى )
همه عمر معتاد او شده باشد به خواب بيند ، تا به حدى كه نبيند مگر مثل آن چه در بيدارى ديده باشد ، و تا به حدى كه مراهقى « 158 » كه محتلم شود صورت مباشرت نبيند هر گاه كه مباشرت نكرده باشد در بيدارى . و اگر بماند مدتى ، نمىبيند در وقت احتلام صورت مباشرت . پس پوشيده نشود كه كسى كه عمر خود را در تفقه گذراند ، از حالهايى كه به علم و علما تعلق دارد بيش از آن بيند كه درودگرى كه عمر خود را در درودگرى گذراند ، و درودگر از حالهايى كه به درودگرى متعلق باشد بيش از آن بيند كه طبيب و فقيه . زيرا كه در حال خواب چيزى ظاهر شود كه آن را با دل او مناسبتى حاصل شده باشد به بسيارى ألف يا به سببى ديگر از اسباب . و مرگ نظير خواب است و ليكن فوق آن است ، و سكرات مرگ و غشى كه پيش از مرگ باشد نزديك است به خواب . پس اين ياد گرفتن مألوفات و بازگشتن آن به دل اقتضا كند . و يكى از سببهايى كه حاصل شدن ذكر آن در دل مرجح باشد به بسيارى ألف است . پس بسيارى ألف با معصيتها و طاعتها نيز مرجح باشد ، و براى آن خوابهاى پارسايان مخالف خوابهاى فاسقان باشد . پس غلبهء ألف سبب آن شود كه صورت زشت در دل او تمثيل پذيرد و نفس او بدان مايل شود . و باشد كه جان او بر آن قبض افتد ، پس آن سوء خاتمت او باشد ، اگرچه اصل ايمان باقى بود چنان كه خلاص از آن مرجو باشد . و چنان كه چيزى كه در بيدارى به خاطر آيد آن را سببى خاص باشد كه حق تعالى داند ، پس همچنين آحاد خوابها را سببها باشد نزديك حق تعالى ، بعضى از آن دانسته شود و بعضى دانسته نشود . چنان كه دانيم كه خاطر از چيزى به مناسبت آن نقل كند ، اما به مشابهت و اما به مضادت و اما به مقارنت « 159 » ، بدانچه در حس چيزى با آن درآمده باشد : اما مشابهت بدانچه خوبى بيند ، خوب ديگر را ياد آرد . و اما مضادت بدانچه خوبى را بيند ، زشتى را ياد كند و در شدت تفاوت ميان ايشان تأمل نمايد . و اما مقارنت بدانچه اسبى را بيند كه آن را پيش از آن با آدميى ديده باشد ، پس آن آدمى را ياد كند . و باشد كه خاطر از چيزى به چيزى رود [ 229 ] و وجه مناسبت آن نداند ، و آن به واسطهاى يابد ، يا به دو واسطه . چنان كه خاطر از چيزى به دوم نقل كند ، و از دوم به سوم ، پس دوم را فراموش كند ، و ميان سوم و اوّل مناسبت نباشد ، و ليكن ميان او و دوم ، و ميان دوم و اوّل مناسبت بود . پس همچنين انتقالات خواطر را ، در خواب سببهاست از اين جنس ، و همچنين نزديك سكرات
--> ( 158 ) مراهق ، كودك در آستانهء بلوغ . ( 159 ) شرح زبيدى : او بالمقاربة ( 9 - 240 ) .